تبليغاتX
شمیم ظهور

بسم رب المهدی

به نام خدا...با عرض سلام ...به وبلاگ شميم ظهور خوش آمديد...وبلاگ تخصصي مهدويت . . . شميم ظهور

اللهم عجل لوليك الفرج





گفتم شبي به مهدي از تو نگاه خواهم............با عضويت در خبر نامه از به روز شدن وبلاگ بهره مند شويد...........گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

New Page 3 Digital Clock - Status Bar
شمیم ظهور
مهدویت و نشانه های آخر الزمان

                                                                                                                                            

 

 يا ابا صالح ادركني

 

 

 

 

خدایم تا خداست

 

 و این عالم به پاست

 

 مسیر قلب من

 

 به سوی کربلاست  

 

   

 

 

|+| نوشته شده توسط نوکر در سه شنبه ششم تیر 1385 ساعت |

                                                
 
                                              
                         نشانه ها در طبیعت                                                                

 گرسنگى         

  از نشانه هاى پيش از ظهور حضرت، گرسنگى ذكر شده است.

محمد بن مسلم مى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: "پيش از ظهور حضرت قائم (ع)از سوى خداوند براى مؤمنان نشانه هايى است " گفتم: خدا مرا فداى توگرداند، آن نشانه ها كدام است؟ فرمود: آن ها همان گفته خداوند است كه فرمود: و لبنونکم بشيء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرين (1)وشما مؤمنان را به چيزى از ترس وگرسنگى وكمى دارايى ها وجان ها وميوه ها مى آزماييم، پس صابران را مژده ده. آنگاه فرمود: "خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنى فلان در دوران پايانى حكومت شان مى آزمايد ومراد ازگرسنگى، گرانى قيمت هاست

  1.سوره بقره 155.

 

                                                                                                                     

ابرسخت

  به ابرهايى گويند كه در آن رعد وبرق و آذرخش وصاعقه باشد. امام باقر(ع) فرمود: ابر سخت، براى حضرت صاحب (ع) ذخيره شده است. هرگاه ابرى چنين بود، صاحب شما بر آن سوار است. بى شک او سوار بر ابر مى شود وبا آن به سوى آَسمان بالا مى رود و آَسمان ها و زمين هاى هفتگانه را مى پيمايد. (1)

امام صادق (ع) فرمود: خداوند ذوالقرنين را در انتخاب بين دو ابر سخت و رام مخير كرد. او ابر رام را برگزيد. و اگر ابر سخت را بر مي گزيد، اجازه استفاده از آن را نداشت، زيرا خداوند، ابر سخت را براى حضرت قائم (ع) ذخيره كرده است. (2)

  1. بحار الانوار ج 2 5 ص 1 32 بصائرالدرجات ص 409 اختصاص مفيد ص 99 1.

2. بحار الانوار ج 52 ص 2 31 اختصاص مفید ص 326 غایة المرام ص 77.

 

                                                                                                                              

باران هاى فراوان

  از نشانه هاى ظهور ذكر شده است. در سال ظهور، باران هاى پياپى زمين را آباد و سبز مي كند ووضع مردم بهتر مي شود. امامان (ع) در تبيين نشانه هاى ظهور و خبر دادن از رخدادهاى آن روزگار، از اين واقعه نيز ياد كرد ه اند. امام صادق (ع) مي فرمايد: در آستانه قيام مهدى (ع) سالى پرباران خواهد بود كه در اثر آن، خرما بر روى نخل مي پوسد. پس در اين ترديدى به خود راه ندهيد". (1) و نيز مي فرمايد: و چون هنگام ظهور مهدى (ع) نزديك شود، در تمام ماه جمادى الاخر و ده روز نخست ماه رجب، بارانى بر مردم ببارد كه تا آن هنگام، مانند آن را نديده باشند... . (2) اين نشانه را بزرگانى مانند شيخ مفيد، شيخ طوسى و طبرسى در رديف نشانه هاى ظهور آورده اند، ولى بايد توجه داشت كه روايت طبرسى و مفيد مرسله است وروايت شيخ طوسى نيز ضعيف است. (3)

و اما درباره عصر ظهور حضرت مهدى (ع) آورده اند كه: خداوند، براى مهدى (ع) بركت را از آسمان فرو مي فرستد. (4) آسمان، بارانى مي بارد كه زمين، محصول خود را آشكار مي سازد ومردم در حكومت آن حضرت از نعمتى برخوردار مي شوند كه هرگز مانند آن را نديده اند .(5)در دولت او، آب ها فراوان مي شود و رودخانه ها بالا مي آيد، (6)چشمه ها مي جوشد، و زمين چند برابر محصول مي دهد. (7)

  ا. غيبة طوس ص 449

2. اعلام الورى ص 290 و 432 بحار الانوار ج 52 ص 337.

3. برترين هاى فرهگ مهدويت در مطبوعات ص 250.

4. ملاحم ابن طاووس ص 1 7 و 141 عقد الدرر ص 69 1.

5. بحارالانوار ج 52 ص 345 اثبات الهداة ج 3 ص 524 احقاق الحق ج 9 1 ص 655.

6. عقد الدرر ص 84

07 بحارالانوار ج 52 ص 304 اختصاص مفيد ص 208.

 

 

صورتى در خورشيد

  از نشانه هاى آخرالزمان، ظاهر شدن صورتى در قرص خورشيد ذكر شده است. مردم سيماى مردى را در قرص خورشيد خواهند ديدكه نام و نشان او را خواهند شناخت. اين نشانه پرشكوه در عهد سفيانى خواهد بود و در آن هنگام سپاه سفيانى و خود سفيانى هلاک خواهند شد. (1) صاحب كتاب روزگار رهايي مى نويسد: منظور از سيماى مردى كه در قرص خورشيد ظاهر خواهد شد، سيماى حضرت مسيح (ع) است كه در خورشيد ظاهر مى شود و از آسمان فرود مى آيد و با حسب و نسبش شناخته مى شود و ديگركسى در حق او دچار ترديد ، (2) نمى شود. در حديث ديگري آمده است: صورت و سينه اى در قرص خورشيد براى مردمان ظا هر مي شود. (3)

در روايتى از امام صادق (ع) آمده است: سه بانگ آسمانى در ماه رجب شنيده مى شد: 1. آگاه باشيدكه لعنت خدا بر ستمگران باد، 2.اى گروه مؤمنان رستاخيز نزديك است، 3. بدن انسانى به وضوح در قرص خورشيد ديده مى شودكه با صداى رسا بانگ بر مى آورد: هان اى مردم خداوند فلانى، پسر فلانى .... سلسله نسب حضرت قائم (ع) را تا حضرت على (ع) مى رساند را برانگيخت.( 4)

  1.ارشاد مفيد ص 338 بحار الا نوار ج52 ص 220 اعلام الورى ص 428

2. روزگار رهايي ج2 ص 845

3. همان ص 846.

4. غيبة طوسي ص 268 بحار الانوار ج 52 ص 289 منتخب الاثر ص 422.

 

 

ملخ سرخ

  از نشانه هاى پيش از ظهور حضرت مهدى (ع) ظاهر شدن ملخ هايى سرخ فام در فصل خود و در خارج از فصل خود است كه بر زراعت و غلات هجوم مى برند و موجب كمى محصول مى گردند(1) در روايتى آمده است: يمن با هجوم ملخ و ستم زمامداران خراب مى شود. (2) و در روايت ديگرى خرابى چين، از ملخ ذكر شده است.

  1.غيبة نعماني ص 148 الزام اناصب ص 185

2. بشارة الاسلام ص 43

                                                                                                                   

سرخى آسمان

  پديدار شدن سرخى در آسمان وگسترش آن در آفاق آسمان، از نشانه هاى ظهور مهدى (ع) ياد شده است. (1) اين رخداد ممكن است انعكاس پرتو خورشيد در افق يا فضا باشد و اين از آثار و نشانه هاى خشم خدا بر زمينيان است كه نظير آن در عاشورا پس از شهادت امام حسين (ع) پديدار شده است. ابوالعلاء در اين مورد مى گويد: بر افق آسمان دو شاهد از خون مقدس على (ع) و فرزندش موجود است (2) در روايتى آمده است: قائم قيام نمى كند، جز هنگامى كه چشم دنيا در آورده شود وسرخى آسمان پديد آيدكه آن ها اشك هاى خونبار حاملان عرش است كه براى مردم زمين از چشم آسمان مى بارد(3)

  1. ارشاد مفيد ص 356 بحار الانوار ج 2 5 ص 220.

2. امام مهدى (ع)از ولادت تا ظهور سيد محمد كاظم قزوينى ص 495.

3. غيبة نعمانى ص 74 بحارالانوار ج 52 ص 226 الزام الناصب ص 179.

 

صورتى در ماه

  در روايت است: سالى كه صيحه آسمانى در آن شنيده مى شود نشانه اى پيش از آن در ماه رجب ديده مى شود. گفته شد: آن نشانه چيست فرمود: سيمايى در قرص ماه ديده مى شود، دست وكف دست روشنى در فضا ظاهر مى شود و به سوى او اشاره مى كند و ندايى از آسمان بلند مى شود و همه مردم روى زمين آن را مى شنوند.(1)

  1. غیبة نعمانى ص 33 1 بحارا لانوار ج 52 ص 233 ارشاد مفيد ص 337.

 

 

|+| نوشته شده توسط نوکر در دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت |

خدايا...

الهى و ربى! اى آرمان و اى مقصود من، اى همه خواسته و اى آرزوى من.

سوگند به تو كه جز تو نه آمرزنده‏اى براى لغزش هايم مى‏يابم و نه  مرهمى براى دردهايم.

مولايم! اى پاسخگوى درماندگان! اى برطرف‏ كننده پريشانى ! اى پرده ‏پوش هر ناروا!

به تو روى آورده‏ام تنها به تو، شايد كه بخوانيم. اى آن كه خواستارش مردود نمى‏شود! آرزومندش نااميد نمى‏شود، و درگاهش بر خوانندگان باز است و پرده‏اش بر اميدواران برداشته.

الهى! جانى را كه به توحيدت عزيز داشتى چگونه برخوارى هجران ذليل مى‏گردانى!؟

دلى را كه در كمند عشق خود گرفتار آوردى چگونه به آتش دوزخ مى‏سوزانى!؟

اگر توشه‏ام در سير به سوى تو اندك است، گمانم بر توكلى كه بر تو كرده‏ام نيكوست.

اينك منم، آن كه رو به روى نسيم هاى رحمت و مهربانيت ايستاده!

آن كه به بخشش هايت اعتماد كرده، آن كه به سرپرستى تو نيازمند است، آن كه باران جود و لطف تو را سراغ مى‏گيرد.

اي مهربان خدا آنچه از فضلت آغاز كرده‏اى به انجام رسان. آنچه با حِلمت ‏بر من پوشانيدى، عيان مكن . آنچه از كرمت‏ بخشيدى، سلب مفرما.آنچه از زشتى انجام داده ام، بيامرز.

الهى و ربى! تو را پيش خودت شفيع آورده‏ام. از تو به خودت پناهنده‏ام . به درگاهت آمده‏ام در حالى كه، احسانت را چشم دارم. و از ابر فضيلتت ‏خواستار بارانم. و به اميد جويبار عطاى توام. و تنها در خانه تو را مى‏كوبم. پس آن گونه كه سزاوار توست از آمرزش، با من كن نه آنچنان كه من شايسته‏ام.

الهى! بخشش هاى پى ‏در پى‏ات مرا از سپاس تو غافل ساخته، ريزش فضل تو، مرا از برشمردن ثناى تو عاجز كرده، لطف سرشارت مرا از ستودنت ‏بازداشته، نعمت ‏بى ‏شمارت مرا از نشر نيكى‏هايت ناتوان ساخته؛

پس تو خود طاقتت را به ما الهام كن! تو خود، ما را از معصيت ‏بركنار دار! پرده‏هاى شك را از ديدگانمان بردار! حق را در نهادمان ثابت‏ دار! از لذت مناجاتت‏ بهره‏ مندمان ساز! در حوضچه‏هاى محبتت واردمان كن! و شيرينى دوستي ات را به ما بچشان! كيست آن كه شيرينى محبت تو را چشيد و غير تو را خواست!؟ كيست آن كه با تو مانوس شد و از تو روى برگرداند!؟

الهى ! ما را آن ده كه ما را آن به . آمين، يا رب العالمين.

اى پـر مـحـبـّت ، اى پـر رافـت ، اى احـسـان كـنـنـده بر بندگان ، اى بخشنده به همه كس ، اى مـهـربـان به دوستان ، اى جبران كننده ضررها، اى قهركننده از دشمنان ، اى آمرزنده ، اى پرده پـوش بـدیهاى بندگان ، مرا از عذاب آتش جهنّم و رسوائى و ننگ و مفتضح شدن در روزى كه خـوبـان از بـدان ، جـدا و حـالات دگـرگـون و عـقـبـات هـول انـگـیـز و نـیـكـوكـاران نزدیك و بدكاران دور، مى شوند و هر كسى به نتیجه آنچه كرده خواهد رسید و حال آنكه به آنها ظلم نمى شود نجات مرحمت بفرما

خدايا!

ما را از شهد گلهاي نزديكيت نصيب فرما و روي ما را در تلاش به سوي خويش گردان.

                                                                                         التماس دعا

 

 

|+| نوشته شده توسط نوکر در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت |

 

اشعار

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نوکر در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 ساعت |

                   

آرماگدون

  کلمه Armageddon هرمجدون واژه اى است اصلا يونانى كه بنا به تعريف واژه نامه هاى آمريكايى همچون فرهنگ وبستر به معنى نبرد نهايى حق وباطل در آخرالزمان است.

همچنين اين واژه نام شهرى است در منطقه عمومى شام كه بنا به آن چه در باب شانزدهم مكاشفات يوحنا، در عهد جديد آمده است، جنگى عظيم در اَن جا رخ مى دهد ومرحله حاضر از زندگى بشر در آن زمان پايان مى يابد . به عبارتى نبرد مذكور، مقدمه تحولى بزرگ است كه سرنوشت نهايى آدمى بر روى كره زمين به آن بستگى دارد.

حادثه شريف ظهور، حادثه اى بزرگ است و قدرت هاى بزرگ جهان، سياست خارجى خود

را بر مبناى حوادثى كه پيش از آن رخ مى دهد جهت داده ونقشه هاى نظامى خود را به شكلى سامان داد كه آمادگى هاى لازم براى اين حادثه در آن ملحوظ باشند. اين در حالى است كه مؤسسات دينى ورسانه هاى اين دولت ها نيز، مردم خود را براى پيشباز اين حادثه آماده مى سا زند.

اين مؤسسات دينى به همراه رسانه هاى ديدارى و شنيدارى اين دولت ها، از سال هاى دهه هشتاد ميلادى مردم خود را به ايمان جمعى به وقوع حادثه اى بزرگ در سرزمين شام كه به نبردى هسته اى خواهد انجاميد توجه داده اند.

اين مؤسسات پيوسته مردم خود را به ايمان به اين نكته فرا مى خوانند كه به زودى لشكرى از دشمنان مسيح كه بدنه اصلى آن از ميليون ها نظامى تشكيل يافته، از عراق حركت مي كند وپس ازگذشتن از رود فرات كه در آن زمان به خشكى گراييده است به سوى قدس رهسپار مى شود.

اما نيروهاى مؤمن به مسيح، راه اين لشكر را سد كرده و همگى در آرماگدون با يكديگر برخورد خواهند كرد و در اين مكان است كه درگيرى اتفاق خواهد افتاد. صخره ها ذوب مى شوند ... ديوارها بر زمين فرو مى فرومي قلتند ... پوست تن انسان ها در حالى كه ايستاده اند ذوب شده و مليونها نفر از بين مي روند. وهسته اى است. سپس مسيح براى بار دوم از جايگاه بلند خود بر زمين فرود مى آيد وپس از چندي زمام رهبرى جهان را در دست گرفته وصلح جهانى را برقرار مي كند. او دولت صلح را بر زمين نو وزير آسمانى تازه بنا مي كند واين مهم را از مركز فرماندهى خود در قدس عملى مي سازد.

.يک بررسى انجام گرفته از سوى مؤسسه تلسن كه در اكتبر سال 985 م . به نشر رسيده است نشان مى دهد كه در حال حاضر 61 ميليون آمريكايى در انتظار واقعه آرماگدون گوش خوابانده اند و اين در حالى است كه ذكر مؤسسات دينى و ايستگاه هاى راديو تلويزيونى كه به اين مهم پرداخته اند در اين مجال ميسر نيست.

مؤسسات دينى آمريكايى اين نكته را روشن ساخته اند كه سپاهى كه از عراق به سوى قدس رهسپار خواهد شد، بنا به پيشگويى حرقيال فصل 38 و 39 از نظاميانى از عراق، ايران، ليبى، سودان و قفقاز در جنوب روسيه تشكيل مى شوند.

مدارس انجيلى در آمريكا بر پايه اين تحليل كه واقعه آرماگدون تنها حادثه اى است كه بازگشت دوباره مسيح را به زمين ممكن مى سازد ... و اين واقعه اى بسيار نزديک است، به تبليغ اين ديدگاه پرداخته اند.

آرماگدونى كه اين عده از آن سخن مي گويند، همان حادثه عظيمى است كه پيش از ظهور مهدى (ع) رخ خواهد داد، همان حادثه بزرگى كه ائمه ما(ع)، نام قرقيسيا را بر آن اطلاق كرده اند.

ائمه ما، از اين نكته خبر داده اند كه ميليون ها نظامى از آمريكا، اروپا، روسيه , تركيه، مصر ودول مغرب عربى به اضافه سربازانى از سرزمين شام شامل كشورهاى سوريه اردن، لبنان، فلسطين واسراييل همگى درناحيه اى در اين محدوده تحت عنوان قرقيسيا با يكديگر برخورد كرده وپس از حصول درگيرى، اين سفيانى است كه همگى را چونان كشتزارى درو شده درهم مي كوبد و از صحنه نبرد پيروز بيرون مى آيد.

در صحيحه ميسر از امام باقر(ع) نقل است كه فرمود: اى ميسرا از اين جا تا قرقيسيا چقدر راه است عرض كردم: همين نزديكى ها در ساحل فرات قرار دارد. سپس فرمودند: اما در اين ناحيه واقعه اى اتفاق خواهد افتاد كه از زمانى كه خداوند متعال آسمان ها وزمين را آفريده بى سابقه بوده، چنانكه تا وقتى آسمان ها وزمين برپا هستند هم، واقعه اى همچون آن اتفاق نخواهد افتاد ... سفره اى است كه درندگان زمين وپرندگان آسمان از آن سير مى شوند. (1)

امثال اين روايات از امام صادق )ع( و ساير ائمه نقل شده است.

به هر حال مؤسسات دينى انجيلى آمريكا واروپا آن چه را روانشناسان گفته اند در قضيه بازگشت دوباره مسيح به زمين پس از حادثه آرماگدون، به كار بسته و به اين گفته قائل اند كه

بي گمان امكان تحقق هر نوع پيشگويى در وهله نخست به ايمان مردم به آن وبه پافشارى شان بر ضرورت به كرسى نشستن آن وهمچنين به شمار نفرات آن ها وشمار نفرات كسانى بستگى دارد كه رهبرى كاروان تبليغاتى به راه افتاده براى تحقق بخشيدن به آن پيشگويى را بر عهده دارند.

  1. كافى ج 6 ص 295 غيبة نعمانى ص 267.

                                                                                    

 

 

غرب و آخر الزمان

  امروزه يكى از مباحثى كه در دنياى غرب ومسيحيت توجه بسيارى را به خود جلب نموده، توجه به يكى از مباحث مسيحيت است كه در رابطه با آخر الزمان و آمدن مسيح (ع) گفتگو مى كند وموجب گشته تا كتب وفيلم هاى خاصى در زمينه مباحث آخر الزمان، علايم آخر الزمان، مكاشفات مختلف، چگونگى حفظ خود ازگزند حوادث و وقايع وغيره ساخته ومنتشر شوند.

يكى از انتشاراتى كه اخيرا در اين زمينه به ويژه در زمينه توليد فيلم هاى ويديويى، فعاليت وسيعى را آغازكرده انتشارات آرماگدون است كه خود را با عنوان بزرگترين كتابفروشى در زمينه كتب مربوط به نبوت، مكاشفات وانجيل معرفى نموده است . جستجوى كامپيوترى در شبكه اينترنت، فهرستى ازكتب وفيلم هاى ويديويى تهيه شده در اين زمينه را معرفى مى نمايد كه نمونه هايى از اين كسب و نوارهاى ويديويى را معرفى مى نماييم:

ادر مورد بازگشت مسيح (ع) فيلم ويديويي به روايت (ادوند پا ردوم ): موضوع اين نوار ويديويى در رابطه با به پايان رسيدن هزاره دوم ميلادى ونگرشتن دقيق بشر به آينده مشكوك قرن بيست ويكم است.

عده اى از مردم، پايان هزاره دوم را به عنوان سرآغاز جديدى تصور مى نمايند. كتاب آسماني مسيحيان مى گويد: مسيح زمانى مى آيد كه شما انتظار آمدن او را نداريد، و اين چنين است كه شمارش معكوس آغاز شده است و سؤالى كه به ذهن وارد مى شود اين است كه ما در چه زمانى از تاريخ واقع شده ايم؟

هشدار دو دقيقه اي زمين : اين نوار ويديويى مهيج وجنجالى شما را به كشف اين مطلب

مى رساند كه چرا متخصصان وكارشناسان امور دينى و مكاشفات در غرب معتقدند كه هشدار دو دقيقه اى زمين به گوش مى رسد در اين نوار شما مى توانيد نگاهى دقيق به روزگاران آشفته اى داشته باشيد كه ما درآن بسر مى بريم وضمنا به شواهدى دست يابيد كه توضيح دهنده اين مطلب است كه ما در واپسين روز زندگى مى كنيم. اين نوار ويديوبى بر اساس كتاب جان ويلر تهيه شده و روايت كننده آن نيز كاريل ماتريسيانا مى باشد.

آخر الزمان دوران سختي : اين نوار ويديويى در سه كاست تهيه شده وبا اين كه به شيوه اى حرت اى تهيه شده است، اما ازآن جاكه دربرگيرنده اطلاعات كمى وكيفى خاصى است كه به حيات وبقاى روحى وجسمى بشر در خلال دوران آشوب واضطراب آخر الزمان مى پردازد، بسيار حيرت آور است. اولين بخش از اين نوار ويديويى به بحثى جامع در رابطه با دوران قبل از آشوب واضطراب پرداخته واين مطلب را خاطر نشان مى سازدكه بشر براى رسيدن به آشوب واضطراب به دنيا نيامده است. اما دچار آشوب واضطراب شده وخوشى خود را از دست داده است. در اين فيلم ديك آينزورت انسان را در زمينه اين كه چگونه خود را ازگزند حوادث دور ساخته و حفظ نمايد ويا اينكه چگونه غذا تهيه نموده، محصولات خودرا به بار آورد وخود را براى شرايط سخت آماده سازد، راهنمايى مى كند.

در بخش دوم وسوم اين نوار به افراد آموخته مى شود كه چگونه وسايل ولوازمى را كه به

طور روزمره دور مى اندازند، مى توانند به عنوان ابزارى مفيد مورد استفاده قرار دهند و همچنين به شما آموخته مى شود كه چگونه اجاق خورشيدى وابزار ديگرى بسازيد و آب به راحتى پيدا نماييد.

دلايل شگفت انگيز آيا خدا به راستي وجود دارد : اين نوار ويديويى نوارى مستند است كه شواهدى جديد و شگفت انگيز را كه موجب اثبات خدا شده است، ارايه مى دهد . تهيه كنندگان اين فيلم نظير)پاول لالوند گرانت جفرى ، ديو بريس ، ديو مانت وچووك ميسار معتقدند كه با ديدن اين فيلم مى توانيد خود ودوستان نجات نيافته خود را به فلاح ورستگارى برسا نيد.

مکاشفه :اين فيلم نشان مى دهد كه در دوزخ خشونت، حيله و نيرنگ ) و در دنياى شهوانى امروز، مردان وزنان با ايمانى وجود دارند كه همه چيز را به نام خدا وبا استعانت از او مى خواهند وآنان اهل مقاومت و بردبارى وپايدارى هستند. مدت اين نوار ويديويى 97 دقيقه است(1).

  1. نشر مرعود شماره 16، ص66.

 

 

 

                                                                                            

 

مردان آخر الزمان

  در روايات براى مردانى كه در آخرالزمان دچار آسيب شده اند، نشانه هايى ذكر شده است. معمولا ًاسلام توقعش از مرد اين است كه حس غيرت دينى و مهابت الهى داشته باشد. روايات حاكى است كه در سيماى مبارك خود امام زمان(ع) هم مهابت الهى وجود دارد . يعنى در چهره مبارك امام زمان (ع) در عين ملاحت و شيرينى، نوعى مهابت و ترس الهى هم وجود دارد و تركيبى از ملاحت و مهابت درآن ديده مى شود. اما در آخرالزمان بنابرآن چه از روايات به دست مى آيد، اگر شما در بين بيست مرد كمتر يا بيشتر، چهره هايى را مورد ارزيابى و شناسايى قرار دهيد، نمى توانيد كسى را پيدا كنيد كه در چهره اش هيبت و مهابت الهى و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد. اهل معصيت خيلى راحت در برابرشان مرتكب معصيت مى شوند وآن ها هم هيچ عكس العملى از خود نشان نمى دهند

روايت دوم درباره نشانه ها و خصلت هاى منفى مردان آخر الزمان مى فرمايد يطيع الرجل زوجته و يعصى والديه مردان دوره آخر الزمان از اطاعت و احترام والدين دورى مى كنند، در عين حال يك گرايش و اطاعت وپيروى صد درصد از همسران خود در رفتارشان ديده مى شود.

باز روايت ديگر مى فرمايد: يكون الرَجل همه بطنه و قبلته زوجته و دينه دراهمه : مردانى وجود دارند كه تمام همت و عزم شان براى پركردن شكم هاى شان است و اصلاً به فكر معيشت ديگران نيستند. همسران شان قبله آن ها مى باشند قبلته زوجته گويا اين زن ها خداى مردان خود شده اند و براى آن ها اطاعت از همسر، اطاعت از خدا به حساب مى آيد و دين آن ها هم پولشان مى گردد حتى براى آن ها مقدس ترين و مهم ترين مسئله پول و ثروت روايت ديگرى از اين حكايت مى كند كه مردان از مرد بودن خودشان خسته مى شوند: لعن الله المخنثين من الرجال تعبير روايت اين است كه اين ها از صفات مردانه خود خسته شده و سعى مى كنند كه گرايش ها، تمايلات و حالت هاى زنانه را در خودشان نمايان كنند. اين گرايش ها ممكن است در حرف زدن، آرايش و آراستگى، طرز پوشش و يا تفكر باشد.

در نقطه مقابل هم حتى روايتى داريم كه والمترجلات من النساء زنانى هم پيدا مى شوند كه اين ها مى خواهند خصوصيات مردان را در خودشان ايجاد كنند و مثل مردان شوند.

روايت ديگرى مى فرمايد: يتسمن الرجال للرجال والنساء للنساء و يا يا يتمشط الرجل كما يتمشط المرأة لزوجها امَا يكى از آفت هايى كه در دوره آخر الزمان براى مردان به وجود مى آيد اين است كه به جاى آراستگى دست به آرايش مى زنند. آراستگى با آرايش امر بسيار متفاوتى است.

يا در روايت ديگر مى فرمايد كه: بعضى از مردها در دوره آخرالزمان خود را براى ديگران آرايش مى كنند، همانند نوعروسى كه براى داماد آرايش مى كند آفت خطرناك تر، اين كه در آخرالزمان يتنافس فى الرجل يغار عليه من الرجال يعنى در آخرالزمان باندهايى به وجود مى آيند كه طرفدار همجنس بازى هستند و در اين راستا مردان، هوسرانى هاى خودشان را به يكديگر اختصاص مى دهند.

روايت مى فرمايد كه يتنافس فى الرجل يعنى ممكن است با هم رقابت داشته باشند و بعد مى فرمايد يغار عليه من الرجال يعنى ممكن است دو مرد بر سر مرد ديگرى يا فرد ديگرى، با هم غيرت و حسادت داشته باشند و هر يك رقيب ديگرى براى رسيدن آن فرد باشد(1)

  1. نشريه موعود شماره32 ص 31.

 

                                                                                   

هاليوود و آخر الزمان

  هاليوود در واقع يك نام استعارى و نمادين است كه براى مديريت امپراتورى تصويرى غرب انتخاب شده، والا يك شركت توريستي است در حومه شهر لوس آنجلس آمريكا.

منظور از هاليوود، نظام مديريتى حاكم بر پروژه هاى تصويرى آمريكا به نحو اخص ومغرب زمين به نحو اعم است. در حقيقت اتاق فكرى است كه تعيين مى كند، كدام سوژه وكدام مفهوم، دستمايه كار تصويرى قرار بگيرد. رويكرد هاليوود به بحث آخرالزمان، مثل ديگر رويكردهايش ناظر به فكر، برنامه ريزى و انديشه قبلى است هاليوود صرفاً ا ز اين جهت كه آخرالزمان سوره ناب، بديع، جذاب و تماشاگر پسندى است سراغ آخرالزمان نرفته است، بلكه مقاصدكاملاً جدى و نهفته اى در اين رويكرد وجود داشته است اصولا آخرالزمان و پايان دنيا و باور اين پديده، مبنى بر يك كهن الگوى مشترك بشرى است كه در ضمير ناخود آگاه ابناى بشر نهادينه شده است چگونه مى توانيم بپذيريم كه اين دنيا، همين طور پيش برود و به پايان نرسد و اصولاً ضمير ناخود آگاه ما اين را نمى پذيرد كه دنيا بدون پايان باشد.

به همين دليل براى اين پايان، دوست داريم كه تصوير ارائه كنيم. قرائت هاى مختلفى را در حوزه هنر، ادبيات وكسب دينى، نسبت به آخر الزمان براى ما ترسيم كرده اند و در اساطير ملل متعدد هم، نقاط مشتركى كه مى توانيم بيابيم، چند تا بيشتر نيست يكى از آن چند تا، آغاز آفرينش و پايان عمر دنيا است . قصه اى كه تقريبا در اكثر قريب به اتفاق اساطير ملل يافت مى شود و همين نشان مى دهد كه ما ناگزيريم به آخرالزمان به عنوان يك سوره مستتر در ضمير ناخود آگاه جمعى بشر بپردازيم خصوصاً كه اگر براى مخاطب، بار محتوايى و معنايى و سياسى هم داشته باشد و هاليوود در واقع، با اين رويكرد به سراغ آخرالزمان رفته است .

چون اولاً پديده اى جذاب است آن چه كه نيامده و پيشگويى مى شود، هميشه براى انسان جذاب است، ديگر اين كه روايت هاى متعدد و متفاوتى نسبت به اين يك پديده مى توانست اتخاذ كند و اين تعدد روايت ما باعث مى شد، آن افكارى كه اتاق فكر هاليوود توليدكرده بود، خيلى راحت و از طرق مختلف به مخاطب منتقل شود به نوعى موضوع آخرالزمان، اين پتانسيل را داشت كه دستمايه اتاق فكر هاليوود قرار بگيرد و در جهت تزويج غير مستقيم مفاهيمى كه به گونه اى صهيونيسم بين الملل پى جوى آن بود، به كار رود از همان آغاز، يهوديان به دليل نفوذى كه در هاليوود داشتند، توانستند بسيارى از آموزه هاى توراتى را به فيلم هاى هاليوردى تشرى دهند اصولا نگاه آخرالزمانى در هاليوود، انواعى دارد كه در نگره دينى، عمدتاً توراتى است ا لبته در آثار هاليوود، عامدانه، رويكرد توراتى نسبت به آخرالزمان به كار مى رود.

اگر چه شباهت هايى هم بين آخرالزمان تورات و انجيل هست ولى انگار قرار بوده است، قرائت يهودى در نگره دينى هاليوود رعايت شود . همچنين نگاه به شيطان، نگاه به فرشته ها، نگاه به بهشت و دوزخ در سينماى هاليوود، باز به گونه اى توراتى است حال آن كه اصولا وقتى هاليوود به سمت قرائت و روايت دينى مى رود، عمدتاً از تورات تأثير مى پذيرد

واما اهداف غرب از طرح سينما، آن چه اراده كند القا مى كند و بيننده هم اين تأثير

را مى پذيرد و قبول مى كند )مگر بينندگان خيلى خاص (بديهى است كه غرب از اين ظرفيت استفاده مى كند خصوصاً در شرايطى كه تمام لوازم اين صنعت را در اختيار داشته باشد. طبيعتا اهدافى كه نظام استكبارى غرب دنبال مى كند، در سينماى او نيز منعكس مى شود. فرهنگ غرب در ذات خود، كاملا - مهاجم و سلطه گر است و سينما هم در همين راستا تعريف مى شود و اهداف هاليوود چندان از غايات نظام غرب دور نيستند . ما در فيلم هاى هاليوودى، انواع آخر الزمان را شاهد هستيم آخرالزمان تكنولوژيك، آخرالزمان طبيعى،آخرالزمان متافيزيك، آخرالزمان اسطوره اى و... مثلا آَخرالزمان اسطوره اى، آخرالزمانى است كه در آن، موجوداتى و مفاهيمى از اعماق افسانه و از آن سوى تاريخ، از دنياى افسانه ها و اساطير ملل سر بر مى آورند و در شرايط كنونى، خطر ساز مى شوند و تقابل آن هاست كه وقايع آخرالزمانى را ايجاد مى كند.

در نگاه هاليوودى، اسلام به صورت يك خطر ما قبل تاريخى، يك خطر قديم و باستانى از ديان تخم هاى هيولاهاى باستانى در يك فضاى مرموز ومدهوش متولد مى شود. آزاد مى شود و به صورت يك موجود مهاجم بيگانه در مى آيد و نهايتا نسل بشر را نابود مى سازد. اين موجود بيگانه، حتى خونش هم خطرناك است و اگر خونش را بريزى، با نيروى مخرب نهفته در خون خود، همه چيز را نابود مى كند. اين مسأله ما را ياد چه مى اندازد؟ در اسلام، حتى خون هم مى تواند بر شمشير غلبه كند و به گونه اى بر رقيب لطمه بزند .

فرهنگ شهادت و استشهاد، هميشه كابوس دنياى غرب بوده است. خط شير فيلم هاى هاليوودى، از پيچيده گويى به سمت صراحت است . فيلم معروف مردى كه فردا را ديد كه بازيگر معروف سينما اورسن ولز تك گويى و پلاتوهاى آن را اجرا كرده بر مبناى پيشگويى هاى نوستر آداموس خط آخرالزمانى مسلمانان را گوشزد مى كند و به نوعى شخصيت آخرالزمان منجى مسلمانان را به عنوان دجال غرب نشان مى دهد و اين كه، اين همان آنتي كرايست معروف است كه مى آيد و دنيا را با خطر مواجه مى كند .

به تدريج از دهه نود به اين سو، فيلم ها، صراحت لهجه پيشه كردند و مسلمين را جناح باطل آخرالزمان و رهبر آنان را آنتي كرايست نشان دادند )1)

  1. نشريه موعود شماره 37 ص 12 برگرفته ازگفت وگو با مجيد شاه حسينى.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نوکر در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت |

     

آخر الزمان

  آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آَخرين دوران حيات بشر

و قبل از برپايى قيامت.

در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پيامبر اكرم (ص)، تا وقوع قيامت را شامل مى شود و هم دوران غيبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفكران مسلمان از قبيل : مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيد رضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين وراثت صالحان وپيروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده اند و آيات وروايات مربوط به تحولات آخر الزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان.

چنين آينده اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى وكوشش درخور اين انتظار مقدس باشند.

در چارچوب اين برداشت، آخر الزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن، حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهي ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدين " رحمه الله الغيبه شيخ طوسي رحمه الله چنين تفسيرى از تاريخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مي گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود.

شناخت آخر الزمان يا فرجام شناسى (Eschetologie) در اديان يهود، مسيحيت وزرتشتى نيز حائز اهميت است. نگاهى به دردها وآلام بشر انديشمند امروز وقربت او در زوال فطرت پاک آَدمى، چنين مى نماياند كه در ميان همه خواسته هاى ضد ونقيضش، امروز يكى هست كه همه در آن مشتركند همه اقوام و ملل يكصدا خواهان آزادى اند.(1)

دراحاديث بسيارى آمده است كه حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پيامبراكرم (ص) بر فراز منبر فرمود: مهدى از عترت و اهل بيت من است. او درآخرالزمان ظهور مي كند. (2)

ونيز فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى كه او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنيت مى آيد وخداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى نمايد.(3)

امام باقر(ع) نيز مى فرمايد: دولت ما آخرين دولت هاست.... (4)

پيامبر(ص) دست ها را بهسوي آسمان برافراشت وگفت: خداوندا برادرانم را به من بنمايان. يكى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه، شما ياران من هستيد. برادران من كسانى هستند كه در آخرالزمان مى آيند و به من نديده ايمان مى آورند. خداوند آن ها را پيش از آن كه از صلب پدران به رحم مادران درآيند، با نام خود و پدرانشان به من معرفى نموده است كه استقامت هر يک از اَن ها در دين خود، ازكندن خارهاى گون در شب تاريک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل هاى هدايت هستند كه خداوند آن ها را از فتنه هاي تيره و تار نجات مي بخشد.(5)

درباره فتن وحوادث آخرالزمان، احاديث بى شمارى از حضرت ختمى مرتبت و حضرات ائمه (ع) دركتب حديث به ثبت رسيده است.

مجموعه هايى از آن احاديث، به صورت كتب مستقلى به نام ملاحم, الغيبة وديگر نام ها نگاشته شده است.

روايات معصومين (ع) نشان مى دهد:

1. با سپرى شدن اين دوران، بساط زندگى دنيوى برچيده و مرحله اى جديد در نظام اَفرينش آغاز مى شود.

2. آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مى شود: دوران نخست كه در آن انسان به مراحل پايانى انحطاط اخلاقي مى رسد .

دوران بعد، عصر تحقق وعده هاى الهى به پيامبران و اولياى خدا است و با قيام مصلح جهانى آغاز مى شود. كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلامى پذيرفته شده است، ولى در خصوص وابستگى اين تحولات به ظهور مهدى (ع) و نيز هويت او اختلاف نظر وجود دارد.

  1. نشريه موعود شماره 11 و 10ص 54.

2.غيبة طوسي ص 111 بحارالانوار، ج 51ص 74

3. منتخب الأثرص 171.

4. بحارالانوار ج 52 ص 332 اثبات الهداة ج 3 ص 6 51.

5. بحارالانوار ج 52ص 24 ا منتخب الاثرص 515 الزام الناصب ص137.

 

                                                                                                                             

آينده جهان و نظريه پردازان

  امروزه در اثر تحولاتى كه در آخرين دهه قرن بيستم رخ داده است، خصوصاً فروپاشى شوروى وپايان رسمى جنگ سرد، انديشه حكومت جهانى به محور پيش بينى نويسندگان معاصر عمدتاً آمريكاييان درباره آينده جهان تبديل شده است.

ديدگاه مشترك نويسندگان غربى، توسعه خطى تحولات ورسيدن حتمى به حكومت جهانى دموكراسى ليبرال است. لذا "مسؤوليت " رهبران عرب براى رسيدن به آن موقعيت و بى فايده بودن مقاومت مردم و رهبران غيرغربى در برابر اين سير محتوم وقايع جهان را متذكر مى شوند. اما هر يك از آن ها براى مقصود خويش راهى جداگانه را برگزيده اند. به تعدادى از اين نظريات يا پيش بينى ها، بدون نقد آن، اشاره مي كنيم.

الف ) فرانسيس فوکوياما : معاون ژاپنى الاصل بخش برنامه ريزى سياسى وزارت امور خارجه آمريكا- تابستان 1989با پردازشى نو از انديشه هگل درباره آخر الزمان، چنين مى انديشد كه جريان حقيقى تاريخ، در سال 1806 كمال معنوى پيدا كرده است وپس از ظهور وشكست محتوم فاشيسم وماركسيسم، سرانجام به سيطره دموكراسى ليبرال مى انجامد وبه كمال مادى هم دست مى يابد .

او تنها الترناتيو جايگزين واقعى ومعتبر ليبراليسم را فاشيسم وكمونيسم مى داند كه فروپاشيده اند، ولى معتقد نيست كه ديگر هيچ انديشه اى وجود ندارد. بلكه به نظر او در پايان تاريخ برخى جوامع به صورت جوامع ليبرال موفق در آمده وبقيه هم از ادعاى خود مبنى بر ارايه اشكال والگوهاى متفاوت و برتر درباره ساماندهى انسانى چشم مى پوشند. در واقع ليبراليسم از آن رو بر جهان مسلط مى شود كه در برابرش، ايدئولوژى بسيج كننده اى براى رويارويى با آن وجود ندارد. اين به منزله نقطه پايان تحول ايدئولوژيكى بشريت و جهانى شدن دموكراسى غربى به عنوان شكل نهايى حكومت با لوازم آن يعنى شيوه زندگى سرمايه دارى وميل دستيابى به جامعه مصرفى كه به ليبراليسم اقتصادى وسياسى منجر مى شود است.

او اين ركود برخورد وتكاپوى انديشه ها را پايان تاريخ مى نامد دورانى كه در آن شور و شوق ها از بين رفته و سده هاى ملالت بارى در پيش خواهد بود.

او درباره جهان سوم معتقد است كه هنوز در تاريخ فرو رفته است، و آن را تحقير مي کند ومي گويد كه جهان سوم در تحول ايدئولوژيكى جهان نقشى ندارد . از نظر او تعارض شمال و جنوب به جاى شرق و غرب بيدارى جهان اسلام، رشد ملي گرايى، شكست سياست هاى توسعه، گسترش تروريسم، بحران سيستم پولى بين المللى، بى ثباتى بازارهاى جهانى، قدرتمند شدن متزايد هند وبرزيل، همگى فرعى بوده وتناقض بنيادين با ليبراليسم ندارند . بلكه ميراث مشترك ايدئولوژيكى بشريت اهميت دارد. اين ميراث مشترك، همان ليبراليسم اقتصادى و سياسى است.

ب) مارشال مک لوهان نيز همين نظر را با ديدگاه ديگرى بيان مي کند. ديدگاه او مبتنى بر انقلاب در عمليات با اطلاعات است كه جهان كنونى را به يك دهكده تبديل كرده است وحتى ارتباطات در جهان فعلى از ارتباط افراد يك دهكده سريع تر و راحت تر شده است.

در همه دنيا يك درياى واحد اطلاعاتى هست كه سرچشمه ومنبع آن غرب است . اين تحول در اطلاعات سبب تماس نزديك فرهنگهاى بومى غير غربى با فرهنگ غربى دموكراسى ليبرال شده است ودر اين تماس طبعاً فرهنگ قوى وغالب، فرهنگهاى ديگر را جذب وهضم مي کند وتفكرليبراليسم در سراسر جهان رواج مى يابد. فرهنگها يك كاسه مى شوند و عناصركليدى ساختار اجتماعى اقتصاد، سياست، فرهنگ و غيره همه به سوى يكسان شدن پيشرفته و نهايتاً مقتضى ايجاد يك حكومت جهانى كه فرهنگ وساختار اجتماعى دهكده جهانى هويت آن را تعيين مي کند، خواهد بود. با اين مقدمات ضرورتاً حكومت واحد جهانى با فرهنگ دموكراسى ليبرال تشكيل مى شود .

ج) آلون تافلر ديدگاهى دارد كه نه مبناى فلسفى دارد و نه روش جامعه شناختى استدلال و برهان نهايى ارايه نمى دهد بلكه همواره ازيك نقطه شروع كرده و با ارايه مثال و نمونه به نقطه ديگرى عزيمت مي کند. او مشكل آينده جهان را بر اساس نوع قدرت و تقسيم آن ترسيم مي کند وقدرت را مهم ترين يا تنها عامل موثر سياسى جهان وساختار اجتماعى بشر مى داند .

او معتقد است كه سه گونه تمدن در جهان وجود دارد كه هر يك نظام خاصى براى توليد ثروت دارد: تمدن كشاورزى موج اول تمدن صنعتى موج دوم تمدن علمى و اطلاعاتى موج سوم كه راه آينده جهان در نتيجه برخورد آن ها با هم ايجاد ومشخص خواهد شد .

در اين تمدن ها اگر چه عناصرى از مذهب، فرهنگ و قوميت وجود دارند، ولى اين پيوندها توسط نيروهاى صنعتى ضعيف شده اند، لذا در تمدن موج سوم تأثير اين عناصر بسيار اندك و در تمدن كشاورزى در بالاترين حد است.

او هر يك از اين تمدن ها را- چون جوامعى با مذاهب، فرهنگها وقوميت هاى متفاوتى را در بر مي گيرد- يك ابر تمدن مى نامد كه با مفهوم رايج تمدن چندان سازگار نيست. به نظر تافلر جنگ به شيوه موج سوم، جنگى با ابزار وتسليحات هوشمندانه الكترو- ليزرى است، كه دقت بسيار و آسيب پذيرى كم دارد و جنگى بهداشتى وپاكيزه است. (1)

د) پال کندي از استادان مشهور انگليسى دانشگاه هاى آمريكا، نظراتى واقع بينانه تر دارد. البته نظريات وى جنبه پيش بينى ندارد، بلكه بررسى مشكلات واقعى است كه به ترتيب ايالات متحده آمريكا، غرب وبالاخره تمام انسان ها با آن مواجه هستند و خواهند بود. بنابراين مى توانيم نظريات او را در دو قسمت بيان كنيم:

1. افول نسبى ايالات متحده آمريكا: كه به تعبير وى به عارضه گستردگى بيش از اندازه امپراتورى دچار شده است . يعنى مجموع منافع وتكاليف جهانى اَن، امروزه بسيار بزرگتر از قدرت آن براى دفاع همزمان از همه آن هاست. وهمچنين با امكان نابودى هسته اى كه ماهيت سياست قدرتمندانه بين المللى را كاملا دگرگون كرده است روبرو است . به نظر وى به دليل امكان نابودى كامل طرفين در يك جنگ تمام عيار هسته اى، آن ها به گسترش نيروهاى سنتى خود كه هزينه بسيار بيشترى دارد، رو آورده اند. مجموع اين خصوصيات سبب شده است كه

اگر روزى كشورهاى مهم درگيرجنگ غيرهسته اى شوند، وضعيت استراتژيکى ايالات متحده آمريکا سبب شود مثل اسپانيايى امبراتورى يا بريتانياى دورآن ادوارد هفتم، مخاطراتى عظيم متوجه منافع اين كشور در خارج از آن شود واين كشور هم به تنهايى قادر به دفاع همزمان از آن ها نخواهد بود وترك هر يك از آن ها هم خطرات بزرگ ديگرى دارد.

2. مشكلات آينده جهان خصوصاجهان غرب: پاول كندى برخى از مسايل را كه مشكلاتى مشترك البته از وجوه مختلف در انتهاى قرن بيستم براى بشر مى آفريند، بررسى مي كند: انفجار جمعيت، انقلاب بيولوژى ونتيجه بيكارى، فقر ونگرانى ميليون ها كشاورز، پشرفت ارتباطات و...

او نتايج اين مشكلات و راهاي مبارزه با آن با تقويت آن را نيز بررس مي كند. روى هم رفته كار پاول كندى عمدتا بررسي واقعيت است نه پيش بيني آينده البته نويسندگان ديگرى هم در اين مورد نظراتى دارند . مثلا دكتر احمد سيف معتقد است كه دموكراسى هاى غربى ازجهان سوم دشمناني ديو هيبت واهريمني نشان مى دهند از نظر رقابت ايدئولوژيک، از نظر احتمال مهاجرت گسترده جنوب به شمال، واز نظر تهديد نظامى وغيره تا خود موفق شوند به حالت بربريت برگردند .

هـ ) ساموئل هانتين گتون استاد دانشگاه هاروارد آمريکا كه نظريه معروف برخورد روياروى تمدن ها را پرداخته است ، خلاصه انديشه وى از اين قرار است:

1. نقطه اصلى برخورد در جهان آينده نه ايدئولوژيکي است ونه اقتصادى، بلكله فرهنگى است وبين تمدن ها صورت مي گيرد

2. حتى ممكن است در درون يك تمدن نزاع ها وبرخوردهاي هم پديد آيد ولى سرنوشت جهان را برخورد تمدن ها تعيين خواهد كرد.

3. تمدن، بزرگترين واحد عرصه بين الملل است ودرجهان كنوني هفت يا هشت تمدن بزرگ وجود دارد: تمدن غربي، تمدن كنفوسيوسى، تمدن ژاپنى، تمدن اسلامى، تمدن هندو، تمدن اسلاوى- ارتدوكس، تمدن آمريكاى لاتين و احتمالا تمدن آفريقايى.

اين تمدن ما وجوه اختلاف اساسي دارند: تاريخ، زبان، فرهنگ، سنت، واز همه مهم تر مذهب البته اختلاف لزوما به معني درگيرى ودرگيرى مترادت باخشونت نيست. هر چند اقلب، طولانى ترين وخشونت آميزترين برخوردها بين تمدن ها بود ه است

4. جهان در حال کونش و واکنش ، بين ملت هاى وابسته به تمدن هاي مختلف درحال افزايش، و درنتيجه هوشياري تمدني وآگاهي به وجوه اختلاف بين تمدن ها ووجوه اشتراك در درون هر تمدن در حال شدت يافتن است خودآگاهي تمدنى

5. مذهب وفرهنگ، هويت واقعي افراد را تشکيل مى دهد وحل مسايل مربوط به آن از حل مسايل اقتصادى وسياسي دشوارتر است وتمايزات مربوط به آن واقعي وغير قابل تعويض يا معامله است.

6. تمدن هاى كنفوسيوسى واسلامى در حال ارتباط وهمكارى با هم در برابر تمدن غرب براى برخورد با منافع، ارزش ها وقدرت آن هستند. موضوعات همكارى وارتباط اين دو با هم، سلاح هاى هسته اى شيميايى وبيولوژيكى، موشك هاى بالستيك و ابزار پيشرفته پرتاب آن ها، قابليت هاى راهبرى واطلاعاتى و ديگر امكانات الكترونيكى در اين زمينه است و غرب مي كوشد در قالب كنترل تسليحات با آن مقابله كند .

اين امر احتمالاً موجب درگيري بين غرب وچند كشور اسلا مى- كنفوسيوسى در آينده بسيار نزديك خواهد شد . در انتها وي به غرب اندرزهايى از قبيل همكارى ووحدت بيشتركشورهاى غربى با هم، افزايش قدرت خود وسازش با تمدن هاى ديگر وادامه رابطه با روسيه و ژاپن، استفاده از تعارض هاى درون تمدن هاى ديگر و حمايت ازگروه هاى غربگرا در تمدن هاى ديگر و درك عميق تر از ارزش ها و باورهاى تمدن هاى ديگر و شناخت عناصر مشترك بين تمدن غربى وساير تمدن ها و نيز تقويت نهادهاى بين المللى تحت سلطه اش مى نمايد.

7. از نظر هانتين گتون جهان معاصر پس ازجنگ سرد دو خصيصه دارد:

1. درگذشته يك نظام بين المللى چند قطبى پس از شكست ناپلئون مبتنى بر چارچوب غرب واروپا وجود داشت، اكنون براى اولين بار در تاريخ، سياست هاى جهانى هم چند قطبى است وهم چند تمدنى هر يك يا چند قدرت بزرگ متعلق به يك تمدن هستند

2. درجهان چند قطبى- چند تمدنى، بى ترديد غرب همچنان به صورت فائقه خواهد ماند، ولى قدرت وجذابيت تمدن هاى ديگر در حال افزايش وعكس العمل بر ضد غرب هم در حال شكل گيرى است. ولى در دراز مدت قدرت غرب نسبت به ديگر تمدن ها در حال كاهش است.

8. مهم ترين منابع بى ثباتى درجهان معاصر عبارتند از:

الف: درجهان چند مليتى- چند تمدنى، بروز درگيرى هاى قومى و قبيله اى در درون كشورها و جوامع امرى كاملا بديهى است .

ب: پويايى موجود درجهان اسلام در زمينه تجديد حيات اسلام كه بنيادگرايى اسلامى صرفاً بخش كوچكى از آن است. احياى اسلام واكنشى است به مشكلات ناشي از نوسازى وتحول اجتماعي ، افزايش جمعيت، شهرى شدن مردم و از خود بيگانگى گسستن از سنت هاى بومى و نيز واكنشى است عليه قدرت غرب.

ج: تحولات ژرف جارى در آسياى شرقى كه پوياترين منطقه اقتصادى جهان است و چرخش قدرت از غرب به سمت كشورهاىآسيايي بسيار بديهى است وچين بازيگر اصلى درآسياست ودر آينده اين كشور پس از رشد اقتصادى سريع گستاخ تر وتوسعه طلب تر و مهاجم تر وامپرياليست تر خواهد شد.

9. هانتين گتون جريان هاى دموكراسى شدن درجهان معاصر و آخرين مراحل آن وتغيير ساختارهاى حكومتى مختلف در نقاط متفاوت جهان وهمچنين تغييرات نهادها وسازمان هاى تشكيل دهنده هر يك وميزان سازگارى آيين كنفوسيوس واسلام با دموكراسى را بررسى مي کند ورهنمودهايى را نيز براى دموكرات شدن ذكر مي کند وعلل ميزان پيشرفت دموكراسى در جوامع را مورد تحقيق قرار مى دهد.

واما از ديدگاه قرآن؛ قرآن كريم درباره سرانجام بشر، ديدگاهى خوش بينانه دارد و در آن پايان دنيا، پايانى روشن و سعادت آميز دانسته شده است . عبوديت الهى در سطوح گوناگون فردى و اجتماعي آن، براساس برنامه ريزى خداوند و در چارچوب اصل اختيار واقع شده و غالب انسان ها از آن بهره مند مى شوند.

آيات ناظر به آينده جهان، بر عنصر خوش بينى در جريان كلى نظام طبيعت و طرد عنصر بدبينى درباره، پايان كار بشر تأكيد ورزيده، به نوعي فلسفه تاريخ بر اساس سيرعمودى و تكاملى آن اشاره دارد.

از نگاه اسلام، دين با پشت سرگذاشتن مراحل مختلف، دركامل ترين شكل خود به بشر عرضه شده است و تمام نبوت ها و شرايع پيشين، مقدمه شريعت ختميه اند. در مجموع مى توان نتيجه گرفت كه دوره اسلامى، همان دوره آخرالزمان است كه تحقَق كامل ديدگاه مثبت اسلام، درباره پايان تاريخ، در عصر ظهور امام مهدى (ع) به وقوع خواهد پيوست.

آيه 55 سوره نور وَعَدَ آللهُ آلذِين أمنوا مِنكُنم وَعَمِلوا ألصالحا ت ليستخلفنهم في الأرضِ کما استخلف الذين من قبلهمَ وَليمکن لهم دينهم لهم دينهم الذيي ارتضي لهم وليبلنهم من بعد خوفهم امنا يعبودونني لا يشرکون بي شيئا.

دلالت بر پايانى خوش براى جهان دارد .

  1. نشريه موعود شماره 10 ص 76

 

 

 

 

غرب و مهدويت

  امروز به وضوح تلاش هاى ضد دينى دولت هاى غربى كه به طرفدارى از اومانيسم و انسان مدارى كه مأمور طرد و نفى تفكر خداگرايى و دين باورى در جوامع غربى است، به بن بست رسيده و نسل رنسانس بى دين غرب كه در چندين قرن پيش شكل گرفته است رو به انقراض است و ونسان مذهبى در غرب فراگير مى شود.

امروزه نشانه هاى بى شمارى از رنسانس مذهبى در غرب ديده مى شود كه برخى از اين گرايش ها را در بين فرقه هاى مسيحى مى توان مشاهده كرد اين نشانه هاى رنسانس مذمبى در غرب تنها درگرايش به كليسا و دعا نيايش خلاصه نمى شود، بلكه به دليل رشد روز افزون و آگاهانه آن، واكنش در برابراهانت به مقدسات را نيز نتيجه مى دهد و سردمداران وحاميان انديشه هاى ضد دينى را كه دولت هاى غربى در راس آن قرار دارند، در موضع ضعف مى افكند نمونه هاى اين بيدارى را در اعتراض به نمايش فيلم هاى توهين آميزى چون آخرين وسوسه هاى مسيح و... مى توان ديد (1)

از طرف ديگر امروزه هزاران گروه از فرقه هاى مذهبى بر اين عقيده اند كه هزاره بعدى، زمان ظهور منجى آخرالزمان است. تد دانيلز اهل فيلادلفيا كه دكتراى خود را از دانشگاه پنسيلوانيا اخذ كرده و تحصيل كرده هاروارد است مى گويد : در پى يك نظر خواهى انجام شده از سوى هفته نامه يواس . نيوز اين نكته روشن شده است كه ،61 درصد از آمريكايى ها بازگشت دوباره مسيح )ع( را به زمين باور دارند و 59 درصدآنها به آخرالزمان معتقدند و حتى 12 درصدآن ها آخرالزمان را براى چند سال آينده پيش بينى مى كنند.

اگر چه از جهت فلسفى بين گروه ها و فرقه هاى گوناگون، اختلافاتى وجود دارد، اما دانيلز يك دور نماى اصلى را در همه آن ها يكسان مى انگارد وآن همان طرز فكرى است كه بر اساس آن ها اين اعتقاد وجود دارد كه زمين به حالت اوليه اش باز مى گردد و عدالت و يكرنگى بر همه جا حاكم مى شود.

آن روز ديگر از بدبختى و جنگ خبرى نيست اين انديشه همواره با ظهور قهرمانى كه همه امور را مرتب مى سازد همراه است. اما قبل از رسيدن به اين نقطه، بايد جهان مصائبى چون طوفان هاى

عظيم، فوران آتشفشان ها، سقوط شهاب سنگها و حتى اپيدمى هايى چون ايدز را پشت سر بگذ ا رد.

از جمله ديگرگروه هاى فعال دراين رنسانس مذهبى گروها وفاداران به عهد، هستند كه به گفت بيل مك كارتنى مؤسس اين گروه، نبايد انتظار نجات آمريكا را از سياستمدارآنان داشت آنان نجات آمريکا را از خدا مى خواهند و مى گويند برانيم تا تحت تأثير اراده خداوند جامعه خود را طبق نمونه دينى خود دوباره بسازيم. در اين رنسانس مذهبى آن آيين و دينى كه بيش از همه راهگشا و تغيير دهنده بوده و جبهه اهل مبارزه با الحاد را تشكيل داده اسلام است.

در دنياى سرگشته امروز و در ميان عطش روز افزون نياز به مذهب و معنويت، اين اسلام است كه در همه ابعاد پاسخگوى نيازهاى فطرى و اصيل بشرى است و راه روشن و هموار اتصال به مبدأ وجود را فرا راه بشريت امروز قرار مى دهد.

روزى برنارد شاو) فيلسوف برجسته انگليسى صريحا به زنده بودن دين اسلام اعتراف كرده و اعلام نمود: من هميشه نسبت به دين محمد، به واسطه خاصيت زنده بودن شگفت آورش نهايت احترام را داشته ام به نظر من اسلام تنها مذهبى است كه استعداد توافق و تسلط بر حالات گوناگون و صور متغير زندگى و مواجهه با قرون مختلف را دارد.

من چنين پيش بينى مى كنم و اكنون هم آثارآن پديدار شده است، كه ايمان محمد مورد قبول اروپاى فردا مى باشد (2).

وقتى برنارد شاو پيش بينى مى كرد كه آيين اسلام جهانگير مى شود و مورد قبول مردم اروپا قرار مى گيرد و تنها اسلام است كه مى تواند مشكلات جهان را حل كند، همه به اظهاراتش مى خنديدند و بدون تحقيق و بى اعتناى ازكنارآن مى گذشتند.

اما امروز حقيقت سخنان برنارد شاو و ساير متفكران آزاد انديش براى مردم غرب آشكارگشته وگرايش روزافزون مردم به جهان اسلام، نشانه بارزى است براى صحت پيش بينى هاى او.

امروزه كسانى كه درآمريکا و اروپا به اسلام مى گروند، همان حقايقى را در مى يابند كه متفكران غربى آن را از ويژگى هاى بزرگ اسلام و عامل نجات بشريت و پناهگاه امن معنوى براى انسان هاى سرگشته غربى معرفى مى كنند يك تازه مسلمان شده آمريکايى مى گويد: اين آيين قادراست فشارهاى جامعه بى بنياد و مصرفى آمريکا را كه متوجه افراد است، برطرف كند . اسلام نه تنها يك دين بلكه يك شيوه درست زندگى نيز مى باشد

يك آمريکايى آفريقايى تبار نيزكه تازه به اسلام گرويده است، اسلام را يك دين جهانى مى داند كه ميان ابنا بشر از لحاظ رنگ وپوست ونژاد فرقى قائل نيست. باآنكه مردم غرب شيفته اسلام شده اند و به طور روز افزون به اين آيين حيات بخش مى پيوندند، دولت مردان و

سياست مداران غربى كه تعاليم مقدس اسلام را با منافع نامشروع و قدرت طلبى هاى خود در تضاد مى بينند، با تبليغات گسترده و مسموم خود سعى در ايجاد مانع و جلوگيرى از استقبال مردم غرب از تعاليم اسلام دارند امروزه طرفداران نهضت جهانى اسلام، بايد بيش از هر زمان ديگر خود را مسئول پاسخگويى به نيازهاى معنوى مردم غرب بدانند و با سازماندهى وگسترش تبليغات همه جانبه خود، از آثار سوء دستگاه هاى تبليغى غرب بكاهند و جلوه هاى نورانى فرهنگ و معارف اسلامى را به بهترين وجه به روح هاى تشنه حقيقت عرضه بدارند(3).

  1. روزنامه جمهوري اسلامي 23/5/73 ص101.

2. روزنامه جمهوري اسلامي 24/5/73 ص11.

3 . نشريه موعود شماره 7ص64.

                                                                                                                  

هاليوود و مهدويت

  جهان امروز جهان تصوير است و عمده ترين مصداق اين تصوير سينماست. پستمن در كتاب زندگى در عيش، مردن در خوشى سه دوره را براى انتقال معلومات ذكر مى كند.

دوره اول دوره انتقال معلومات به وسيله زبان بود پدر مى گفت، فرزند حفظ مى كرد .

دوره دوم دوره مكتوب بود وكتاب، حافظ و حامل معنا براى نسل بعدى شد. ايشان سومين دوره را دوره تصوير مى داند كه تصوير سينمايى و تلويريونى جاى در موج قبلى نشسته است . واقعيت قضيه اين است كه ما در عصر تصوير و عصر سينما زندگى مى كنيم و عنوانى كه تحت عنوان دنياى اطلاعات و انفجار اطلاعات داريم، عصاره اش تصوير است يعنى اين اطلاعات جذاب ترين، مؤثرترين، كارآمدترين و ماندگارترين شيوه ابراز آن تصوير است . ما در شبانه روز بين 78 تا 79 درصد اطلاعات دريافتى روزانه را از چشممان به دست مى آوريم و بقيه حواس، درصد بعدى را به خود اختصاص مى دهند.

طبق تحقيقاتى كه طى 15،10 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نيمكره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مى كند يعنى در آن جا ماندگار است و بزرگترين و عميق ترين تأثيرات را روى شخصيت انسان مى گذارد مجموعه اين قضايا تصوير را كارآمدترين عامل نه تنها براى انتقال معلومات، بلكه تأثيرگذارى روى شخصيت و روان افراد قرار مى دهد.

اين مقدمه به نحوى بيانگر جايگاه تصوير و سينماست غرب در ذات تكنولوژيكى خودش تفوق طلب است فرانسيس بيكن در ابتداى رنسانس گفته كه هدف نهايى علم، قدرت است.

در چنين فضايى، غرب براى اعمال اين قدرت وكسب مطامع بيشتر، از تصوير بهترين استفاده را مى كند هاليوود به عنوان مركز فيلمسازى آمريكا در سال، 70 فيلم توليد مى كند و سالانه 15,16ميليارد دلار سود خالص دارد و نزديك به 78 درصد سينماها و تلويريون هاى جهان از آن تغذيه مى شوند.

الان مهم ترين كارى كه مى كنند اين است كه مبانى نظرى خودشان راكه محصول ايده ها و اهداف شان است به زبان تصوير ترجمه كنند . بزرگترين ويژگى غرب، ترجمه معنا به تصوير است. چون روانشناسى مدرن بيانگر اين است كه تأثيرى كه تصوير دارد هيچ كلامى ندارد و بحثى در روان مناسى داريم كه هر تصوير معادل هزاركلمه است.

كار ديگر تصوير و سينما توأم درگيركردن احساسات و ادراك است . سخنورها ادراك را مخاطب قرار مى دهند و فيلم هاى بى محتوا، احساس را و فيلم هاى هدفمند، ادراك و احساس را با هم. در چنين قلمرويى احساس، جذابيت را، ادراك، معنا پذيرى را و جمع آن ها سينما را مى سازد . در حقيقت واقعيت هاى جهانى و هاليوود و فرهنگ سازى آن بيانگر اين است كه غرب از سينما حداكثر استفاده را مى برد، چون برايش استفاده دارد، لذا جايگاه ويژه اى هم دارد. آمريكايى ها فيلمى ساخته اند به اسم روز استقلال اين فيلم از لحاظ جلوه هاى ويژه بسيار بالاست و خيلى هم در آمريكا مطرح شد و در جهان هم روى آن خيلى تبليغ شد پيام آن اين بود كه آمريكا و نظام فرهنگى حاكم بر غرب تنها سيستمى است كه جهان را از خطراتى كه وجود دارد حفظ مى كند و اين پيام را در اكثر فيلم ها ترويج و تبليغ مى كنند.

در فيلم پيشگويى هاى نوستر آداموس اين آمريكاست كه مقابل مسلمان ها مى ايستد يا مثلاً بازى كامپيوترى خيلى مشهور يا مهدى كه اسم اصلى اش persian gulf inferno جهنم خليج فارس است، خليج فارس را مركز حركت هاى تروريستى جهان جلوه مى دهد.

ما در بعد روانشناسى مى گوئيم اين بازى افراد را نسبت به امام زمان و لفظ يا مهدى شرطى مى كند، ولى وقتى باطن قضيه را نگاه مى كنيد مى بينيد پيام ديگرى هم دارد و آن اين است كه وقتى خليج فارس مركز حركت هاى تروريستى جهان مى شود، حضور نظامى آمريكا در خليج فارس توجيه مى شود .

غرب يكى از كارهايش اين است كه قبل از اينكه به عمليات گسترده دست بزند، از طريق رسانه ها كار خودش را توجيه مى كند در سال 2000 فيلمى داشتيم در هاليوود با عنوان ماتريكس matrix. اين فيلم فروش و استقبال غير منتظره اى داشت.

در اين فيلم هويت انسان آينده كه به ماشين تبديل شده، زير سؤال مى رود. اما نجاتى كه براى فرار از اين بحران ذكر مى شود شهرى است به اسم zoin صهيون يعنى شما در اين فيلم پنج، شش باركلمه صهيون را مى شنويد با اصطلاح لاتين آن و با چهره شهر منجى. يعنى تصويرى كه ارائه مى شود اين است كه فقط يكجاست كه در آن جا مى توانيد نجات پيداكنيد، چه در قلمرو ماده و چه معنا و آن صهيون است . با توجه به مطرح بودن بحث آينده جهان در صحبت هاى انديشمندان مختلف غربى نظير هانتينگتون و فوكوياماو و مسأله آرماگدون armagddon يا نبرد آخرالزمان، ديدگاه غرب نسبت به مسأله آخرالزمان مهم است .

اگر به تاريخ سينما مراجعه كنيد از تقريبا 1964، 1965 سينما وارد مرحله جديدى مى شود كه اين مرحله توجيه كننده افزايش قدرت تسليحاتى شرق و غرب است، يعنى از آن موقع فيلم ها مى روند سراغ بشقاب پرنده ها و موجودات فضايى مثل فيلم هاى جنگ ستارگان jour locus كه از همان موقع شروع شد.

بعد كشف شد كه شرق و غرب كه اين فيلم ها را مى سازند، تعمد دارند. اگر انسان نسبت به يك قدرت فضايى بسيار قدرتمند ترسانده مى شد، تلاش در جهت افزايش قدرت تسليحاتى شرق و غرب توجيه مى شود و توجيه هم شد.

واقعيت اين است كه بحث آينده گرايى در غرب خيلى جدى است و به عبارتى جدى تر از فضاى ما و علتش هم اين است كه ما با مسأله انتظار در بعد مذهبى ودينى خودمان روبرو مى شويم و حضرت امام زمان (ع) در قلمرو دينى ما حضور دارد. اما در غرب، بحث آينده نگرى در تمامى ابعاد فوق العاده جدى است؟ به همين دليل متفكران بخش مهمى از افكارشان را صرف اين مى كنند، چون قلمرو علمى غرب بالاست.

غربى ها متوجه شدند كه ما در اعتقادات اسلامى يك منجى داريم كه زمانى ظهور مى كند و لذا سعى كردند كه از اين موضوع براى رسيدن به اهداف سلطه جويانه خود استفاده كنند . مستر همفر دركتاب خاطراتش ذكر مى كند كه چطور ما محمد على باب را انداختيم در اين فضا وگفتيم تو بابى و امام زمانى به نحوى نشان مى دهد كه غرب نسبت به تأثير و اوج حضور اين انديشه در تمدن اسلامى شناخت پيداكرده است.

قبل از انقلاب اسلامى و فيلم نوستر آداموس هم غربى ها فعاليت هايى انجام داده بودند منتهى مسأله مهدويت پس از پيروزى انقلاب ايران براى اين ها مطرح شد. اين فيلم مربوط به سال هاى 80 و 81 ميلادى است.

اين فيلم را اورسون ول كه فوق العاده معتبر بود در جهان سينما - و بنا به اعتبارش او را مفسر اشعار نوستر آداموس كردند ساخته بود.

مسأله امام زمان (ع)، براى اين ها مهم است. بعد بازى كامپيوترى يامهدى ساخته شد، مقالات مختلفى نوشته شد، فيلم هاى مختلفى ساخته شد، منتهى از دهه نود سبك كار را عوض كردند. ديدند اگر بيايند امام زمان شيعيان را نفى كنند به نحو ديگرى اثباتش كرده اند. چون در جهان اين اتفاق وجود دارد كه اگر چيزى را غرب نفى كند، حتمأ يك ارزشى دارد.

لذا در دهه 90 در فيلم هايى مثل صهيون آرماگدون يك بعد اثباتى براى آن طرف مطرح شد به جاى بعد تخريبى اين طرف. در سال 97 گاسپار وان برگر next war جنگ بعدى را نوشت و بخشى از آن را اختصاص داد به اينكه در سال 99 شخصى در ايران به قدرت مى رسد، به اسم "محمد منتظرى " كه اسم اصلى امام زمان (ع) است . منتظرى هم، از انتظارگرفته شده و هيچ ارتباطى با شهيد محمد منتظرى حزب جمهورى اسلامى ندارد در فيلم نوسترآداموس هم مى گويد مردى كه نام آخرين پيامبر را با خود دارد، دوشنبه را براى تعطيل برخواهدگزيد .

مى گويد ايشان به قدرت مى رسد و دانشمندان ناراضى هسته اى شوروى را فرا مى خواند و مى گويد من به شما دلار مى دهم، اسلحه بسازيد، اين ها يك اسلحه مى سازند به اسم ذوالفقار كه كره زمين را متلاشى مى كند الان غرب روى تخريب مفهوم مهدويت در جهان كار مى كند از يك طرف دارد مهدويت تخيلى خودش را ترويج مى دهد، ماتريكس مى سازد zion را الان در استراليا همزمان قسمت دوم و سوم ماتريكس را مى سازند و حتما استعاره هاى صهيونيستى و مهدويت در آن نقش دارد (1)

  1. نشريه موعود شماره 25 و 26برگرفته ازگفت وگو با دكتر حسن بلخارى

نشانه هاى نزديک ظهور

  برابر روايات، تعدادى از نشانه هاى ظهور متصل به ظهور خواهند بود به گونه اى كه ميان آن ها و ظهور فاصله زيادى نيست از پديدار شدن نخستين نشانه متصل، تا ظهور مهدى (ع)نشانه ها همچون حلقه هاى زنجير، بدون فاصله پي درپى مى آيند، چنان كه در روايتى، محمد بن صامت از امام صادق (ع)پس از آن كه برخى نشانه ها را امام بيان كرده بودند، پرسيد: فدايت شوم، مى ترسم اين امر تحقق نشانه هاى ظهور مهدى (ع) به طول انجامد امام (ع) فرمود: نه، محققاً هم چون مهره هاى تسبيح، يكى پس از ديگرى مى آيد (1)

حتى درباره برخى از نشانه هاى متصل به ظهور، مقدار فاصله آن با ظهور نيز بيان شده است امام باقر(ع) درباره قتل نفس زكيه، فرمود: "فاصله ميان كشته شدن نفس زكيه و قيام قائم، بيش از پانزده شب نيست (2) خروج سفيانى و يمانى نيز، برابر آن چه از روايات استفاده مى شود، در يك محدوده زمانى در آستانه ظهور صورت مى گيرد و فاصله آن تا قيام قائم(ع) از پانزده ماه، بيشتر نخواهد بود (3) بر اين اساس، ترديدى نيست كه شمارى از نشانه هاى ظهور، كه بيشتر نشانه هاى حتمى نيز هستند، نزديك ظهور و متصل به آن واقع مى شوند

در مقابل، نشانه هاى فراوانى وجود دارند كه پيدايش آن ها در عصر غيبت خبر داده شده، ولى پيوستگى به ظهور معلوم نيست و چه بسا با فاصله زياد از ظهور مهدى (ع) واقع شوند، چنان كه شمارى از نشانه ها بر فرض نشانه بودن آن ها سال ها، بلكه قرن ها از وقوع آن مى گذرد. مانند: از هم گسستن بنى اميه و بنى عباس، خروج ابو مسلم خراسانى، اشغال منطقه جزيره توسط ترك ها و بسته شدن پل بر روى دجله و (4)

مرحوم شيخ مفيد مى فرمايد: روايات رسيده از پيامبر (ص)و خاندان وحى ورسالت بيانگر نشانه ها و رخدادهايى است كه پيش از قيام حضرت مهدى(ع) پديدار مى گردند كه اهم آن ها عبارتند از: جنبش ارتجاعى سفيانى، قتل سيد حسنى، جنگ قدرت بنى عباس، گرفتن خورشيد در نيمروز ماه رمضان، گرفتن ماه در آخر ماه رمضان، بر خلاف عادت، شكافته شدن زمين و فرو بردن تجاوزكاران، فرو رفتن زمين در مشرق، فرو رفتن زمين در مغرب، توقف خورشيد به هنگامنيم روز در وسط آسمان، طلوع خورشيد از مغرب، قتل "نفس زكيه"پشت دروازه كوفه در زمره هفتاد نفر از شايستگان، بريده شدن سر مردى از بنى هاشم ميان ركن و مقام، ويران شدن ديوار مسجد كوفه، آمدن پرچم هاى سياه از طرف خراسان، قيام و جنبش يمنى، آشكار شدن مرد مغربى و تصرف شام بوسيله سپاه او، فرود آمدن ترك ها در جريره، فرود آمدن روميان در "رمله " طلوع ستاره اى درخشان و نورانى به سان ماه و آنگاه انعطاف خاص آن...، پديدار شدن سرخى در آسمان وگسترش آن در آفاق آسمان، پيدايش ستون آتشى در مشرق به مدت سه تا هفت روز، قيام امت عرب و بركنار شدن زمامدارآن عرب به وسيله ملت هاى خويش و به دست گرفتن زمام اموركشورها به وسيله مردم، خروج جهان عرب از سيطره عجم، كشته شدن رهبر مصر به دست مردم، انهدام شام و اختلاف سه جريان سياسى در آن، ورود پرچم هاى قيس وعرب به مصر، و پرچم هاى كنده، به خراسان، ورود سپاهى از سوى مغرب و رسيدن آن ها به دروازه شهر "حيره "، آمدن پرچم هاى سياه از سوى مشرق، شكستن ديوار فرات و جريان يافتن آب دركوچه هاى كوفه، خروج 60پيامبر دروغين، خروج دوازده امام دروغين،و به آتش كشيده شدن مرد گرانقدرى از بنى عباس بين جلولاء و خانقين ،ايجاد پل ارتباط ميان كرخ و بغداد، وزش بادى سياه در آغاز روز، زلزله اى كه انبوهى را به زمين فررمى برد، ترس و نا امنى فراگيرى كه همه عراق و بغداد را فرا مى گيرد، مرگ سريع و دردناك و نقص و زيان در اموال و جان و ثمرات، آفت ملخ نابهنگام و به هنگام كشاورزى، برداشت كمِ محصولات زراعى، جنگ قدرت ميان عجم و خونريزى بسيار در ميان آنان، شورش بردگان بر ضدَ برده داران وكشتن آنان، مسخ شدن گروهى از بدعتگذاران و به صورت ميمون و خوك درآمدن آنان، تسلط كشورهاى عقب مانده به كشورهاى زورمند و ثروتمند، طنين افكن شدن ندايى از آسمان و رسيدن آن به گوش جهانيان به زبان هاى گوناگون، پديدار شدن چهره و سينه اى دركره خورشيد، زنده شدن گروهى از مردگان و بازگشت آنان به دنيا، به گونه اى كه مردم آنان را شناخته با آنان ديدار مى كنند. (5)

  1.بحار الانوار ج52ص 235

2.غيبة طوسى ص 445.

3.بحار الانوار ج52ص 248

4.برترين هاى فرهنگ مهدويت درمطبوعات ص 214.

5.ارشاد مفيد ص 356 بحارالانوار ج 52، ص 220.

                   

 "افضل العبادة انتظار الفرج"

اميرمومنان علي(ع) به نقل از پيامبر صلي الله عليه و آله: انتظار فرج حضرت بقيه الله عليه السلام برترين عبادت است.

|+| نوشته شده توسط نوکر در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت |

         

  

اِعلام ظهور

  ظهور حضرت مهدى(ع)،ابتدا به وسيله منادى آسماني اعلام مي گردد،آن گاه حضرت در حالى كه پشت به كعبه داده است، با دعوت به حق، ظهور خود رااعلام مي كند.

اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايند: هنگامى كه منادى ازآسمان ندا مى دهد، حق از آن آل محمد(ع)است شمااگر طالب هدايت و سعادت هستيد، به دامان آل محمد (ع) چنگ زنيد، حضرت مهدى ظهور مي كند. (1)

  1.احقاق الحق ج 13 ص 324.

 

                                                                                           

رجعت و انديشمندان

  علامه مجلسى پس از اين كه ديدگاه انديشمندان وعلماى شيعه را درباره مسأله رجعت توضيح مى دهد، مى نويسد: چگونه يك انسان با ايمان مى تواند به درستى ديدگاه امامان اهل بيت (ع) در مورد واقعيتى كه در حدود دويست روايت صحيح، به صورت متواتر،آن هم به وسيله چهل نفر از شخصيت هاى بزرگ و علماى نامدار و مورد اعتمادكه در فراتر از پنجاه كتاب ارزشمند خويش آن را آورده اند، ترديد روا دارد چهره هاى شايسته اى چون: كلينى، صدوق، طوسى، سيد مرتضى، نجاشى، كشَى، عياشى، على بن ابراهيم، سليم هلالى، مفيد، كراجكى، نعمانى، سعد بن عبدالله، صفار، ابن قولويه، على بن عبد الحميد، ابن طاووس، مؤلف كتاب التنزيل والتحريف، طبرسى، ابراهيم بن محمد ثقفى، محمد بن عباس، برقى، ابن شهر آشوب، حسن بن سليمان، قطب راوندى، علامه حلى، سيد بهاء الدين على بن عبدالكريم، احمد بن داوود، حسن بن على، على بن حمزه، فضل بن شاذان، شهيد محمد بن مکى، حسين بن حمدان، حسن بن محمد، حسن بن محبوب، جعفر بن محمد، طهر بن عبدالله، شاذان بن جبرئيل، صاحب كتاب الفضائل، مؤلف كتاب العتيق، مؤلف كتاب الخطب وديگر نويسندگان وراويان بزرگ ومورد اعتمادى كه كتاب هاى آنان نزد ما موجود است وآنان را به طور مشخص نمى شناسيم. (1) شيخ حر عاملى دركتاب پرارج ايقاظ 520 حديث در پيرامون رجعت نقل كرده است. (2)از محدث جزايرى در شرح تهذيب نقل شده كه 20، حديث در پيرامون رجعت ديده است. (3)

  1. امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهورسيد محمدكاظم قزوينى ص811

2. ايقاظ ص 0430

3.بيان الفرقان ج 5 ص

                                                                                                   

پيشگويى هاى نوستر آداموس

  برسي پيشگويي هاي نوستر آداموس درباره جهاني شدن انقلاب اسلامي ايران :شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى درخواهد آورد، از جانب ايران پرشيا بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس ومصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد (1)

ازكشور عربى خوشبخت در منطقه غنى وثروتمند اعراب شخصى قدرتمند ومسلط بر شريعت حضرت محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به درد سر انداخته وبرگرانادا

غرناطه مستولى مى شود.از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.(2)مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه ازكوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف ها، درياها وكوه هاگذر خواهدكرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد ....... (3)

ادبيات رمز آلود، واژه اى است كه به بهترين نحو مى تواند عمق معانى شعرواره هاى نوسترآداموس را بيان كند چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوستر آداموس يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك رژان شارل, دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى توان بدون هيچ شك وترديدى از ميان شعرواره هاى رمزآلود نوستر آداموس برشمرد:

آتش سوزى بزرگ لندن در سال1666 م اعدام چارلز اول، روى كار آمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين وتروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتَوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون وانتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر ورژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، تروركندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران،رهبرى امام خمينى ره از فرانسه او دقيقاً عنوان مى كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى شود- وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برج هاى دوقلوى شهر جديد نيويورك ايجاد مى شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سال هاى 1555 ميلادى به بعدكه حدود450 سال را در بر مى گيرد.

دو محاصره، درگرمايي سوزان، انجام مى گيرد. آن مرد، ازفشار تشنگى، به خاطر دوفنجان مملواز آب، كشته مى شود.

دژ نظامى، مملو مى شود، ويک آرمانگراى كهنسال امام خمينى ره،نشانه هاى نيرا سرزمين ايران، را به اهالى ژنو سازمان ملل متحد نشان خواهد داد. (4) رهبر پاريس ، اسپانياى بزرگ را اشغال مى كند، كشتى هاى جنگى در برابر مسلمانان محمدى ها كه از پارتيا ناحيه اى درا يران و مديا ناحيه اى درايران برخاسته اند، مى ايستند آن مرد، سيكلادا روپا را تاراج مى كند، وآنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكلمفرما مى شود.

در مجموع نوستر آداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى كندكه ايران پارت، نيرا، پرشيا، مديا با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى وليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى دهند وپس از جنگى مذهبى كه هستهآن از لبنان شروع مى شود و عمدتا بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود در مى آورند وسپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد وجهان نابود خواهد شد(5)

در هنگامه دميدن خورشيد، آتش بزرگ، ديده خواهد شد صدا و روشناى، درامتداد شمال، ادامه خواهد يافت. در ميانه كره خاک، مرگ وآواى مرگ، كشيده خواهد شد مرگ از درون سلاح ها، آتش وخشكلسالى آنان را به انتظارخواهند نشاند. درخاتمه، ا ين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود ونامسكون خواهد شد. (6) سرزمين مسكونى، از سكنه خالى خواهد شد براى به دست آوردن سرزمين ها، جدال واختلاف شديدى در مى گيرد , قلمروما به مردانى سپرده خواهد شد كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود. سپس، براى برادران بزرگ، نفاق و مرگ پيش خواهد آمد.

وچنين بر مى آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه و مقدونيه به تصرف خود درخواهد آورد:

شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالی به بار مى آيد، كمك خيلى دير مى رسد. پرشيا ايران حمله آورده وماگدونيا و در جاى ديگر مى گويد: مقدونيه را به محاصره درمى آورد. (7)

تواى فرانسه اگر ازآب هاى ليگورياگذركنى خود را، درميانه دريا و جزاير در محاصره خواهى يافت . و پيروان محمد، در برابرتو خواهند ايستاد. و همچنين تو اى درياى آدرياتيک استخوان خزان واسبان را خواهى جويد(8) وباز مى گويد: آن مرد، با سلاح ها وآتش درختان، در نزديکي درياى سياه از پرشيا براي تسخيرترابوزان خواهد آمد.

فاروس و ميتيلن به لرزه درخواهد آمد خورشيد، درياى آدرياتيک راكه مملو ازاجساد اعراب است روشن خوا هدكرد. (9)

و سپس نوستر آداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مي دهد:

كسوفى در پيش خواهد بودكه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح واز آن زمان تا به امروز مركزرخ نداده است وجهان چنين ظلمتى به خود نديده است... (10)

كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى شود:

فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس والقمر يقول الانسان يومئذ اين المفر. هنگامى كه بينايى خيره مى گردد، و ماه فرو مى رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى گويد: به كجا فراركنم

مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. ازشهرقديمى رودس به پيشوازاو خواهند آمد، از جانب هانگرى مجارستان متحمل آزار بسيارخواهد شد .(11)

در حوالى درياى آدرياتيک براثرتوفانى عظيم، كشتي غرق مى شود وزمين به لرزه درآيد وبه سوى آسمان پرتاب مى شود ودوباره فرومى افتد در مصرجنبش پيروان محمد افزا يش مى يايد و پيكى به أن سوى مرزها، فرستاده مى شود تا خبررا اعلان كند.

... شهرهاآلوده وكثيف گشته، باعث اعتراض وشرمسارى زيادى خواهد شد، وتاريکي وجهل فقط با درخشش نورازبين مى رود وبا تغييراتى حكومت جهل وظلمت پا يان خواهد يافت... رهبرى اصلى مشرق زمين با شورش هاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثرا از طرف شمالى ها و غربي ها مغلوب شده است، كه عده اى كشته و برخى مورد آزار قراگرفته اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده اند. (12)

م. پ. ادوارد دركتاب خود در باب پيشگويى هاى نوسترآداموس نقل مى كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

"... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است آتش به حدى است كه درياها به جوش مى آيد واز دولت ما فقط دو دولت واز جهان فقط نيمى باقى مى ماند...(13) شاهزاده ليبياى كه نما ينده حكومت ايران است در غرب به قدرت خواهد رسيد، يک فرانسوى ازاعراب به شدت مكدرخواهد شد، دانشمند اديب،ادبا خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب برفرانسه پيش مى گيرد....(14)

در نزديکي سوربن جهت حمله به مجارستان، قهرمانى ازاهالى برودها سياه پوستان به آنان هشدار خواهد داد. رهبر بيزانس، سالون ازاسلاوينا، آنان را به شريعت محمد درخواهد آورد. همچنين نوستر آداموس چنين مى سرايد كه: امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد پيروان اسماعيل جايگاه بى مانع خواهند يافت. آدم هاى نادان همچنان خواستاركارمانى شريعت كهنه هستند. تمامى حمايت كنندگان محمد سراسر گيتى را خواهند پوشاند 15)

بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب وتمدن غربى هشدار مى دهد وبه جهانيان اعلاممى كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران وتمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شدكه اين بى شك در پيوند باگسترش و جهانى شدن انقلاب اسلاْمى ايران است. (16)

  ا. سانتوري قطعه 5/55

2. قطعه 29/2

3. سانتورى 4 قطعه 59.

4. سانتوري 4 ص 63/3

5. سانتوري 2 قطعه 91

6. سانتوري 2 قطعه 95

7. سانتوري 2 قطعه 96

8. سانتوري 3 قطعه 23

9.قطعه 27/5

10. سانتوري 5 قطعه 47

11. سانتوري 2 قطعه 86

12. نوستر آداموس نامه به فرزند ص 274

13. سانتوري 3 قطعه 27

14. سانتوري 10 قطعه 62

15. سانتوري 10 قطعه 31

16. نشريه موعود، شماره37 ص

زمينه سازان ظهور

  انقلاب حضرت مهدى (ع) هم چون ديگر انقلاب ها،بدون مقدمه وزمينه سازى به وجود نمى آيد، بلكه در آستانه ظهور، حركت هايى پا مى گيرد وزمينه را براى ظهور آن حضرت فراهم مى آورد. بخش عمده اى از رواياتى كه درباره رويدادهاى پيش از ظهور وياران حضرت مهدى (ع)آمده است، درباره ايران و ايرانيان است كه با تعبيرات گوناگونى مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل رى و... بيان شده است. با بررسى مجموع اين روايات به اين نتيجه مى رسيم كه دركشور ايران، پيش از ظهور، نظامى الهى و مدافع ائمه معصومين (ع)و برپا مى گرددكه مورد نظر امام زمان (ع) است و نيز مردم ايران، نقش عمده اى در قيام آن حضرت دارند (1) رسول خدا(ص) مى فرمايد: مردمى از مشرق زمين قيام مى كنند و زمينه را براى قيام حضرت مهدى (ع) فراهم مى سازند. (2) نيز مى فرمايد: پرچم هاى سياهى از سمت مشرق خواهد آمدكه دل هاى آنان همانند پاره هاى آهن است پس هركس از حركت آنان آگاهى يافت، به سوى آنان برود وبا آنان بيعت كند هر چند لازم باشدكه بر روى يخ حركت کند (3)امام باقر(ع) مى فرمايد:گويا قومى را مى بينم كه در مشرق قيام كرده اند و حق را مى طلبند، ولى حق را به آنان نمى دهند .بار ديگر طلب مى كنند ولى باز به آنان واگذار نمى كنند.در اين حالت، شمشيرها را از نيام كشيده، بر شانه مى گذارندكه در اين هنگام، دشمن خواسته آنان را مى پذيرد، ولى آنان نمى پذيرند وقيام مى كنند وحق را واگذار نمى كنند، مگر به صاحب امر. كشتگان آنان شهيدند واگر من آنان را درك مى كردم، خودم را براى صاحب اين امر آماده مى كردم.(4)

در اين روايات، به روشنى از برپايى قيام ها و انقلاب هابى در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع) خبر داده شده است. همه روايات بر اين نكته اتفاق دارند كه پيش از ظهور مهدى (ع) حكومتى به رهبرى يكى از صالحان، كه گمان مى رود از فرزندان پيامبر(ص) هم باشد، در ناحيه مشرق تشكيل مى گردد و زمينه ظهور را مهيا مى سازد و اين حكومت، تا ظاهر شدن حضرت مهدى (ع) وتسليم آن به حضرت ايشان ادامه مى يابد.بر همين اساس، برخى تشكيل دولت شيعى مذهب صفويه راكه پس از قرن ها استيلاى حاكمان مستبد و متعصب عامى مذهب، روى كار آمد، همان دولتى دانسته اندكه در روايات، از جمله زمينه سازان حكومت مهدى (ع) به شمارآمده است .(5)

در زمان ما نيز، برخى با استناد به ويژگى هايى كه در روايات آمده، انقلاب اسلامى ايران را كه در سال 1357 هـ. ش به رهبرى امام خمينى (ره) به پيروزى رسيد، همان دولتى دانسته اند كه زمينه را براى ظهور وقيام مهدى (ع) آماده مى كند. در هر صورت، گر چه قرائن فراوانى اين احتمال را قوت مى بخشد، ولى دليل قطعى كه ثابت كند منظور از حكومت زمينه ساز، انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره) است، در دست نيست. (6)

  ا. چشم اندازى به حكومت مهدى (ع) نجم الدين طبسى، ص 58.

2. بحا رالانوارج 1 5 ص 87 ا ثبات الهداة ج 3، ص 599 کشف الغمه، ج 3 ص268.

3. عقد الدرر، ص 29 1 ينابيع المودة، ص 1 49 بحارالانوار ج 51، ص 84.

4. بحارالانوار ج 2 5ص43 2 غیبة نعمانى ص 373.

5. بحارالا نوار ج 52، ص 243.

6. برترين هاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات، ص 248.

|+| نوشته شده توسط نوکر در جمعه دوازدهم اسفند 1384 ساعت |